http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif

با درود 

یکی از اتفاقات تلخی که برای کارمند یا پرسنل یک داروخانه یا هر محل کار دیگه ای اتفاق میفته اخراج شدن و یا بیرون رانده شدن اون شخص از اون مجموعه و یا محل کارش است.
که این مقوله درجای خودش یکی از اتفاقات دردناک و بعضا آزار دهنده  برای کسی که اخراج شده،  است.
 البته نه صرفا به این خاطر که اون شخص فقط از کارش بیکارشده باشه ویا به تعبیری  نونش آجر شده باشه، خـــــیر
بلکه از جوانبی دیگر که در این صفحه مجال بحثش نیست ...  ( ان شاالله در پست های بعدی  توضیح خواهم داد )


خب ، تازه بعد از گذشت چندین سال کار در بخش های خصوصی و شهرهای مختلف ایران عزیز، به یقین فهمیدم که استخدام در بعضی داروخانه ها و حتی بخش های خصوصی به نوعی شکلی از برده داری مدرن است . (همانطور که در پست های قبلی گفته بودم)
 اگر چه شاید این یک قیاس تحریک برانگیز و بعضاً آزاردهنده واسه بعضی مدیران عزیز باشه، اما در عین حال کلید درک این که چرا پرسنل اغلب ناراضی اند نیز است...، پرسنلی که احساس می کنند با آنها مانند برده ها رفتار شده ، به تدریج مانند برده ها فکر و عمل می کنند،و گرفتار سرگشتگی مزمن بین تحمل مدیریت ناخوشایند و از دست دادن کارشان هستند... 
مدیرانی با این تز و طرز تفکر، کارمندانی اغلب ناراضی و بعضا دزد تربیت خواهند نمود.
(البته شاید به ظاهر دلسوز و دلباخته کارشون  باشند ولی واقعیت چیزی است که عرض نمودم)
این نوع پرسنل، به خاطر شرایط ناخوشایندشون در تنفری خاموش از مدیریت به سر می برند.که متاسفانه یکی از بزرگترین معضل هاست برای یک مجموعه.
بله عزیزان...
میدونم که روبرو شدن با فرمان مدیر برای اخراج شدن، اصلا حس خوبی نیست.
برای یک لحظه ادم شوکه میشه، احساس میکنه دیگه از این به بعد به اون مجموعه تعلق نداره و گیج میشه...

حالا دیگه همه چی تموم شده
شما موندید با وسایل تان و خاطرات محل کار
البته شاید خیلیاتون از ابراز و انتقال این احساس بترسید و یاهم نتونید با این احساس به خوبی کنار بیایید، یا از رئیس متنفر می شوید، یا یکی از همکارانتون رو مقصر میدونید.
اما به نظر بنده این طور نیست .
وهیچ کس هم مقصر نیست ، شاید به ظاهر رئیس تون  بد باشه، یا فکر بکنید یکی از همکارانتون زیرآب تون رو زده باشه(شاید تا حدودی درست باشه)
ولی خیر در بیشتر مواقع اینچنین نیست.
مهم ترین دلیلی که باعث اخراج شدن یک شخص از محل کارش میشه ، عدم انطباق اون شخص با محیط کاریه.
همیشه یادتون باشه  اگه منطبق نباشید و با محیط کاریتون فیکس نشوید، خیلی زود از اون گردونه خارج می‌شوید. این مورد نه فقط برای داروخانه ها، بلکه حتی در بین دوستان هم صدق میکنه چون این طبیعت آدمیزاده، اونایی که با تغییر خو نمیگیرند و تغییر پذیر نیستند، نجات پیدا نمیکنند و میمیرند.
البته صرفا مرگ به منظور مردن نیست،  فراموشی یک عادت قدیم هم مرگ اون عادته، و یا قطع رابطه با دوستان مرگ اون رابطه است.
خب طبیعتا وقتی شخصی اخراج میشه یعنی از مجموعه ای که در آن کار میکرد بیرون رانده میشه، این یعنی با اون جمع انطباق نداره یا نداشته یا هم به هر دلیلی با تغییرات جدید آن جمع سازگار نشده.
حالا یا بهتره یا بدتر.
خب طبیعتا  اگر برتر باشه که خیلی زود پیشرفت های بیشتری حاصل میکنه
و شغل بهتری در جایی که به اونجا تعلق داشته باشه پیدا میکنه و بعد از چند سال متوجه میشه جایی که از آن اخراج شد .....

پس طبیعتا هر انسانی با کنار گذاشته شدن از یک مجموعه دو پیام مهم رو مخابره میکنه :

1- من تغییر (رشد) کردم.
2- من نمیخوام اون محیط منو تغییر بده.
درصورتی که تغییر، لازمه زندگی و ادامه حیات بشریه

شاد و پیروز و سربلند باشید در زیر سایه الطاف خداوندی

برچسب ها: من تغییر (رشد) کردم، اخراج شدن و یا بیرون رانده شدن از داروخانه، برده داری مدرن، تنفری خاموش از مدیریت، تحمل مدیریت ناخوشایند، خاطرات محل کار،  

تاریخ : پنجشنبه دهم بهمنماه سال 1398 | ساعت 02 و 27 دقیقه و 08 ثانیه | نویسنده : یــوحــــنا بلیدئی | نظرات

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif

سلام و احترام 
دوستان عزیز ومحترم !

قطعا وجود نقد، امری ضروری برای توسعه و پیشرفت یک شخص یا یک ملت به حساب میاد  منتهی توجه به آیین و ملزومات نقد امری غیر قابل كتمان است و در مقابل، تمكین به نقدهای سازنده هم امری پسندیده و گریز ناپذیره.

اصولا در جوامعی كه نقد سازنده سامان مند بوده و درست استفاده شده  بازخوردهای خوبی هم به همراه  داشته ولی در مقابل، حاشیه سازی،توهین و تخریب شخصیت ها ، جامعه را به سمت قطبی شدن ونابودی میکشونه.
با توجه به این كه یكی از وظیفه های اصلی مسئولین امر، پاسخگویی به پرسش افكار عمومی است و مسئولین نقش نظارتی و مسئولانه را عهده دار هستند،  با این حال ایفای نقش به عنوان تكلیف نباید به نگاهی تقلیل گرایانه و غیر مستند فروكاسته بشه.. در واقع زمانی كاركرد مسئولانه و درست جامه عمل می پوشد كه بینش غیر حرفه ای از آن رخت برببندد.


وهمچنین  بیشترین آسیب فعالیت های منتقدین، ناشی از بی اخلاقی و چشم پوشی از رسالت های خبری در عرصه های اجتماعی است، در كنار نقدهایی كه برخی با انگیزه اصلاح و بهبود، كاركردهایی ارایه می دهند اما متاسفانه برخی افراد جای نقددرست و تخریب را جابجا كرده اند.... به این معنا كه كمتر از نقدهای سازنده بهره می برند و سعی می كنند با بزرگ نمایی مشكلات، موفقیت ها را كوچك نشان دهند...
جدا از جایگاه افراد، نمی توان از مدیران و مسئولان چشم پوشید.. در واقع مدیران و مسئولان به عنوان گروه پیشرو در عرصه های سیاسی و اجتماعی باید نقدسازنده را برای رفع و رجوع مشكلات دنبال كنند و خدای نكرده فرو غلتیدن آن ها به تخریب گری، آسیب های بزرگی را متوجه خود و جامعه می كنند. خب طبیعتا رها كردن اصل موضوع و پرداختن به حاشیه ها هیچ وقت نمی تواند برای جامعه مفید به فایده باشد.
هر چند که به نظر می رسه بهره بردن از ادبیات توهین و تحقیرآمیز، ریشه در ذهنیت غیر اصیل داره وبیشتر به عوام گرایی و کوچه بازاری شباهت داره تا  اخلاق حرفه ای و نقد درست.

براین اساس افشاگری با رویه های غیراخلاقی، توهین ، تخریب شخصیت و... در جامعه منجر به ترویج نگاه بدبینانه شده و تبدیل به هنجار می شود كه همین امر حتی به پرخاشگری و تندی نسبت به دیگری خاتمه پیدا میکنه و آستانه تحمل رو  به شدت كاهش میده ...

 

(( اگه افراد به این نكته توجه كنند كه اخلاق حرفه ای مقدمه سیاست و پیش درآمد آن به شمار میاد و سیاست نه تنها راه رسیدن به قدرت بلكه وسیله تحقق و اجرای فضایل اخلاقی است، شاید كمتر شاهد استفاده از ادبیاتی توهین آمیز باشیم...))

(((التماس تفکر)))


برچسب ها: نقد صحیح، اخلاق حرفه ای، توهین و تحقیر، افشاگری با رویه های غیراخلاقی، تمكین به نقدهای سازنده،  

تاریخ : پنجشنبه دهم بهمنماه سال 1398 | ساعت 01 و 06 دقیقه و 14 ثانیه | نویسنده : یــوحــــنا بلیدئی | نظرات
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif

یکی از بچه ها راست می گفت کار کردن تو اورژانس برای یک تازه کار بیشتر از اینکه نیاز به سواد داشته باشه نیاز به نیروی بدنی داره که بتونی ۱۲ ساعت تمام سر پا باشی و تو بدو بدو و استرس کاری اورژانس کم نیاری! یکی از فواید اورژانس برای من کمردرد و پا درد بود، تو هیچ بخش دیگه ای انقدر از لحاظ بدنی خسته نمیشدم.همیشه بدو ورود به اورژانس برام سخت بود یه وقتایی که عصرهای جمعه می رفتم که کشیک شب وایستم وقتی همه رو می دیدم که برای تفریح و گردش اومدن بیرون و من دارم میرم که وارد شلوغی و هیاهوی اورژانس بشم بدجوری دلم میگرفت ولی خوشبختانه همین که وارد کار میشدم به چیزی جز مریضها فکر نمیکردم!
تخت،تروما،CPR، تریاژ ،۲ روز صبح، ۲ روز شب، ۲ روز آف این بود برنامه زندگی ۱ ماه ما. دیگه حساب روز و شب  و چند شنبه بودن از یادم رفته بود.یه چیز لذت بخش برام این بود که شبهایی که تا صبح بیدار بودیم یهویی سیاهی شب جای خودشو به سپیدی صبح میداد و این پیوند خوردن شب به صبح رو به عینه دیدن برام لذت بخش بود!!!
هر روز اورژانس برای خودش خاطره ست با کیسهای مختلف و آدمای مختلف. تو اورژانس با هر جور آدمی سرو کار داری از آدمای متشخص گرفته که واسه هر کاری که می کنی تشکر میکنن تا آدمای پر مدعایی که هر کاری بکنی باز هم طلبکارن!
در کل به نظر من بیشتر از نود درصد مریضا آدمای پر مدعایی نیستند و به کاری که براشون میشه راضیند.چیزی که همیشه خستگی رو از تنم به در میکرد این بود که ببینم مریضا با حال خوب و راضی از اورژانس برن! گاهی انقدر خسته میشدم که حتی نای جواب دادن به مریضا و همراهاشونو نداشتم.یادمه تو کل اورژانس فقط سر یه مریض داد زدم یه پیرمردی بود که با مصیبت براشNG زدم قرار بود برای گرافی ماده کنتراست بگیره . یهو اومدم دیدم NG شو درآورده پرت کرده تو سطل آشغال! دیگه نفهمیدم چی شد یک جیغ بنفشی سرش کشیدم که مریضای تختهای اینطرفی و اونطرفی برگشتند ببینند چی شده؟ خودم از خودم تعجب کردم! این من بودم؟ وای عجب چسبید اون جیغه!! مثل اینکه گاهی وقتها لازمه آدم خشن باشه!
بعضی وقتها بچه ها به مریضایی که دارو به قصد خودکشی خورده بودن میخواستن ان جی بزنن با خشونت رفتار میکردن و میگفتن حقته می خواستی خودتو بکشی؟ پس حالا باید اینم تحمل کنی! ولی من دلم نمی اومد اینطوری بگم!

اورژانس محیطی بود که با تمام وجود می تونستم حس کنم ((پرستاری)) حرفه مقدسیه!
البته محیط اورژانس و مریضها مخصوصا مریضای ترومایی یه وقتایی واقعا ناراحتم میکرد روزی نبود که چندین تصادف موتورسیکلت نداشته باشیم.انقدر مریضای ترومایی میدیدم که دچار فوبی از هر چی ماشین و موتور سیکلت و خیابون شده بودم.وقتی تو خیابون راه می رفتم دلم میخواست به همه داد بزنم بگم: تو رو خـــــدا مواظب باشید یا به قول معروف مثل ادم رانندگی کنید!!
هر قسمتی از اورژانس ویژگی خاص خودشو داره! تختها که Turn Over بالایی داره ،تروما که بستگی به تصادفات داره و CPR که باید آماده باش باشی که تا مریض بدحال اومد سه سوت همه کارهاش رو انجام بدی.
درسته که محیط اورژانس از نظر آموزشی خیلی جالب نبود ولی از نظر کار عملی خوبه!


خلاصه اینکه اورژانس ثامن رو با همه سختیها و خستگیهاش برام دوست داشتنی بود، الان که بعد از گذشت 9 سال یه وقتایی دلم میخواد دوباره برگردم به همون محیط دوستانه قدیمی........

 



تاریخ : سه شنبه هشتم بهمنماه سال 1398 | ساعت 02 و 38 دقیقه و 50 ثانیه | نویسنده : یــوحــــنا بلیدئی | نظرات
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif

((قسمت اول))


خیلی وقتا از مدیران باتجربه می‌شنیدم كه معترضانه می‌گویند: «كاركنان دیگر در كار انگیزه ای ندارند»، خب اگر این موضوع واقعیت داشته باشه، تقصیر مدیران و روش‌های مدیریتی است نه كاركنان!

 

به نظر بنده بی‌انگیز‌گی كاركنان تقریبا ناشی از یكی از این عوامل محیطی استگزینش، هدف‌های مبهم و نامشخص، نظام ارزیابی عملكرد، نظام قدردانی و پاداش‌دهی مدیران یا عدم توانایی مدیر در نشان‌دادن و قبولاندن كارآمدی نظام‌های ارزیابی و پاداش‌دهی ان سازمان به كاركنان..

 

بهترین روش برای درك وضعیت انگیزه كاركنان، وابسته دانستن آن به سازمان می‌باشد. زمانی كه رابطه مذكور قدرتمند است، كاركنان به احتمال بسیار زیاد انگیزه دارند، چنانچه این رابطه آنها ضعیف باشد، به احتمال زیاد تلاش و عملكرد كاركنان با مشكل روبه‌رو می شود.

چنانچه نظام ارزیابی عملكرد داروخانه به منظور ارزیابی عوامل غیرعملكردی نظیر وفاداری، ابتكار یا شجاعت طراحی شده باشد، تلاش بیشتر الزاما به نمره ارزیابی بالاتر منجر نخواهد شد. احتمال دیگر این است كه بعضی از كاركنان، به غلط یا درست تصور كنند كه رییس آنها را دوست ندارد. در نتیجه، این گونه كاركنان انتظار دارند تا رییس بدون توجه به تلاش و كوشش آنها نمره ارزیابی‌شان را كم بدهد، پس یكی از علل احتمالی پایین بودن انگیزه كاركنان این است كه تصور می‌كنند هر چه زیاد كار كنند باز هم احتمال اینكه عملكردشان خوب ارزیابی شود، كم است..

 

ادامه مطلب....


ادامه مطلب .......
تاریخ : سه شنبه هشتم بهمنماه سال 1398 | ساعت 01 و 14 دقیقه و 43 ثانیه | نویسنده : یــوحــــنا بلیدئی | نظرات


  • paper | فال تاروت کبیر بله خیر | فروش رپورتاژ آگهی دائمی
  • buy Reproduction | buy Reportazh
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات