http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif

((قسمت اول))


خیلی وقتا از مدیران باتجربه می‌شنیدم كه معترضانه می‌گویند: «كاركنان دیگر در كار انگیزه ای ندارند»، خب اگر این موضوع واقعیت داشته باشه، تقصیر مدیران و روش‌های مدیریتی است نه كاركنان!

 

به نظر بنده بی‌انگیز‌گی كاركنان تقریبا ناشی از یكی از این عوامل محیطی استگزینش، هدف‌های مبهم و نامشخص، نظام ارزیابی عملكرد، نظام قدردانی و پاداش‌دهی مدیران یا عدم توانایی مدیر در نشان‌دادن و قبولاندن كارآمدی نظام‌های ارزیابی و پاداش‌دهی ان سازمان به كاركنان..

 

بهترین روش برای درك وضعیت انگیزه كاركنان، وابسته دانستن آن به سازمان می‌باشد. زمانی كه رابطه مذكور قدرتمند است، كاركنان به احتمال بسیار زیاد انگیزه دارند، چنانچه این رابطه آنها ضعیف باشد، به احتمال زیاد تلاش و عملكرد كاركنان با مشكل روبه‌رو می شود.

چنانچه نظام ارزیابی عملكرد داروخانه به منظور ارزیابی عوامل غیرعملكردی نظیر وفاداری، ابتكار یا شجاعت طراحی شده باشد، تلاش بیشتر الزاما به نمره ارزیابی بالاتر منجر نخواهد شد. احتمال دیگر این است كه بعضی از كاركنان، به غلط یا درست تصور كنند كه رییس آنها را دوست ندارد. در نتیجه، این گونه كاركنان انتظار دارند تا رییس بدون توجه به تلاش و كوشش آنها نمره ارزیابی‌شان را كم بدهد، پس یكی از علل احتمالی پایین بودن انگیزه كاركنان این است كه تصور می‌كنند هر چه زیاد كار كنند باز هم احتمال اینكه عملكردشان خوب ارزیابی شود، كم است..

 

ادامه مطلب....

((قسمت دوم))


به نظر می رسد بیشتر کارکنان بخش های خصوصی از مدیران ناراضی اند چون احساس می کنند با آنها با بی احترامی رفتار می شود.آنها به چیزهایی که مدیریت به آنها می گوید اعتماد ندارند.آنها همچنین معتقدند که شغلشان تأثیری منفی بر کیفیت زندگیشان دارد. اغلب آنان در مواجهه با اینگونه نگرانی ها در خودشان احساس ناتوانی می کنند و این باعث افزایش ناکامیشان می شود. آنها بطور جدی نگران از دست دادن شغلشان هستند و معتقدند حتی اگر بتوانند کارشان را درست وبه نحو احسن هم انجام بدند ، با مشکلات مشابهی مواجه خواهند بود.


پس مطمئناً ناخشنودی یک کارگر یکی از مشکلات مربوط به کارکنان است که به وضوح کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، اما این مشکل ، مشکلی جدی برای شریان های حیاتی یک سازمان یا یک محیط کاری همچون داروخانه نیز هست. هرچند که تعداد کمی از کارکنان واقعاً اعتراض نموده و به مدیریت می گویند که ناراضی هستند، در عوض خیلی از آنها به بروز همچین رفتارهایی روی نمی آورند و در خودشان میسوزند که برای سازمان یا یک داروخانه مضر است.


((قسمت سوم))


خلاصه بگم که....

استخدام در بیشتر بخش های خصوصی شکلی از برده داری است. اگر چه این یک قیاس تحریک برانگیز و بعضاً آزاردهنده است ،اما در عین حال کلید درک این که چرا کارکنان اغلب ناراضی اند نیز می باشد.

کارکنانی که احساس می کنند با آنها مانند برده ها رفتار شده ، به تدریج مانند برده ها فکر و عمل می کنند. آنها گرفتار سرگشتگی مزمن بین تحمل مدیریت ناخوشایند و از دست دادن کارشان هستند.

بیشتر کارکنان در مورد شغلشان احساس نا امنی می کنند..

اینگونه کارکنان مضطرب عموماً اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و مجریان خوبی نخواهند بود. آنها به تدریج نسبت به ابراز نظرات و دیدگاه های سودمند خود و یا توسعه راهکارهای جدید در کارشان نیز رغبتی نشان نخواهند داد.

آنها به خاطر شرایط ناخوشایندشان در تنفری خاموش از مدیریت به سر می برند.که در جای خود یکی از بزرگترین معظل هاست...

 



تاریخ : سه شنبه هشتم بهمنماه سال 1398 | ساعت 01 و 14 دقیقه و 43 ثانیه | نویسنده : یــوحــــنا بلیدئی | نظرات


  • paper | فال تاروت کبیر بله خیر | فروش رپورتاژ آگهی دائمی
  • buy Reproduction | buy Reportazh
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic