تبلیغات
پزشکی ،اطلاعات داروئی بلوچستان
پزشکی ،اطلاعات داروئی بلوچستان
«و اوست کسی که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌نماید،‌ و هنگامی که بیمار شوم مرا شفا می‌دهد». (شعرا: 79 و 80) 
قالب وبلاگ
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
عامل بروز ناتوانی جنسی در مردان ویاگرا مدیر متمایز نظارت داروساز اهمیت بهداشت در اسلام نا آگاهی در مورد مسائل جنسی حل المسائل جنسی!!! چند نکته جهت نگهداری دارو در منزل ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﺳﺎﺯﯼ بهداشت در اسلام حقوق بیمار داروهای کم خونی داروهای گیاهی اهمیت بهداشت اخلاق پزشکی در اسلام اختلال عملکرد جنسی پزشک و تجارت ﺁﺳﯿﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ مدیریت داروخانه توسط افراد فاقد صلاحیت فحاشی در قسمت نظرات اعزام به مشهد تنها برای دل خودم می نویسم نگهداری دارو در منزل ناتوانی جنسی دنیای اقتصاد نسخه پیچ داروخانه چرا جریان خون این همه مهم است؟ اعزام به بیمارستان ﻭﺳﻮﺍﺱ ﻓﮑﺮﯼ زندانی کردن پزشکان نادان سرآغاز گیاهان داروئی سینوزیت مشاوره درست/غلط به بیمار تنظیم کننده خواب وازودیلاتور مشکلات داروئی قرص آهن مسائل جنسی شکاک پاسخ جنسی پزشکی در دایره تجارت ماه مبارک رمضان بررسی داروهای کم خونی اعزام به خدمت سخنی با خوانندگان عزیز مدیر خوب بهداشت فردی نسخه پیچی گیاهی
پیوندهای روزانه
سیمرغ ( Phoenix )

 مقدمه:
حتماً تاكنون در فیلمها و داستانهای تخیلی، جسته و گریخته با برخی از این موجودات افسانه یی آشنایی پیدا كرده اید. مثلاً با نام سیمرغ. سیمرغ نه مختص شاهنامه و افسانه های كهن ایرانی بلكه در داستانهای اسطوره یی سایر ملل نیز با تعابیری كم و بیش متفاوت روایت شده است. حتماً شما خوانندگان مجله در فیلم «داستان بی پایان»، شاهد درگیری «كمانگیر» نوجوان قهرمان فیلم با گرگ سیاهی كه سمبل نابودی است بوده اید. یكی از این موجودات افسانه یی همین گرگ سیاه رنگ (معروف به انسان گرگ نما) است كه بنا به روایات كهن، این جانور، انسانی بوده كه به هیبت یك گرگ تبدیل شده است.
در داستانهای كهن ایرانی اژدها موجودی است كه باعث بدبختی مردم می شود. مثلاً آب را از سرچشمه می بندد و نمی گذارد كه به شهر برسد، و یا اژدها موجودی تعبیر شده است كه هر روز به روستا آمده و تعدادی از جوانان روستا را بلعیده و می رفته است. هیچ كس هم قادر نبوده وی را از بین ببرد و…
در داستانهای افسانه یی چین باستان، اژدها چنین تعبیری ندارد. اژدها نشان قدرت امپراتوری است، سمبل رحمت خداوند بر كشاورزان و فقراست. در بیشتر فیلمهای ساخت چین، نشان سمبلیك اژدها دیده می شود. چینی ها در جشنها و مراسم مذهبی و یا بالماسكه ها از این سمبل بیشترین استفاده را می كنند تا به نوعی آئینها و آداب و رسوم باستانی خود را به نمایش گذاشته و زنده نگه دارند. در داستانهای افسانه یی سایر ملل نیز موجودات دیگری وجود دارند كه هر یك بیانگر تعابیری بوده اند كه خود بر زندگی اجتماعی، سنن ملی و حتی فرهنگ و ادبیات آن جامعه تأثیر گذاشته اند.
در نوشتة های حاضر قصد داریم كه تعدادی از این موجودات افسانه یی مانند سیمرغ، اژدها، اختاپوس دریایی، اسب بالدار، اسب شاخدار، شیر پرنده، سگ نگهبان دنیای مردگان، زن شیرنشان، و انسان گرگ نما را كه در فرهنگ بعضی ملل ـ با تفاوتهایی ـ مشترك بوده و یا در میان مردم سایر كشورها خاص همان منطقة جغرافیایی بوده و بخشی از ادبیات و سنن ملی آن كشورها را سمبلیزه می كند معرفی كنیم.
سیمرغ ( Phoenix )
سیمرغ بیانگر فناناپذیری، رستاخیز و زندگی بعد از مرگ است. در اساطیر یونان و مصر باستان سیمرغ با خدای خورشید مترادف است. بنا بر عقیدة یونانیان، سیمرغ در سرزمین عربستان نزدیك چشمه یی خنك زندگی می كرد. هر سپیده دمان، خدایان خورشید ارابة خود را متوقف می كرد تا به آواز زیبای این پرنده كه در چشمه یی مشغول شناكردن بود گوش سپارد. در آن زمان فقط یك سیمرغ بود كه زندگی می كرد. سیمرغ وقتی احساس كرد كه مرگش نزدیك شده است آشیانه یی از چوب معطر فراهم كرد، آن را به آتش كشید و سپس خود در میان شعله های آتش فنا شد. سیمرغ جدیدی از میان هیمه های آتش ظاهر شد. خاكستر سیمرغ فناشده را مومیایی كرده و در داخل تخمی قرار داد و با صمغی آن را اندود و خود به سمت شهر خورشید پركشید و تخم را در محراب خدایان خورشید به ودیعه گذاشت. در اساطیر مصر باستان معمولاً از پرنده یی به نام حواصیل مترادف سیمرغ نام برده می شود ولی در ادبیات كلاسیك، سیمرغ را مترادف با طاووس یا عقاب می دانند.
در چین باستان حدود 2800سال قبل از میلاد مسیح، فوهسی امپراتور چین در دست نوشته یی خاطرنشان كرده بود كه روزی یك پرندة عجیبی را دیده است كه اشاره به سیمرغ بود. وی علائمی شبیه حروف مورد استفادة زبان چینی بر روی نیم تنة این پرنده مشاهده كرده بود و از همین جا بود كه منشأ خط زبان چینی را به خطوط منقوش بر روی این پرنده نسبت می دهند.
بنا به عقیدة چینی ها، سیمرغ نر و ماده هنگامی كه واقعة شگفت انگیزی برای خورشید اتفاق می افتد ظاهر می شوند. سیمرغ نر سمبل خورشید و سیمرغ ماده سمبل ماه است. امپراتور هوانگ دی در سال2678 قبل از میلاد مسیح، در بیستمین سال حكومتش نوشت: ابرهای درخشانی در آسمان ظاهر شدند، وقتی كه او سوار بر قایقی بر رودخانة Yuan Hoo حركت می كرد در جایی كه به نقطة انشعاب با رودخانة Lu می رسد دو سیمرغ نر و ماده را مشاهده می كند. آنها از هیچ حشره یی تغذیه نمی كردند. از علفهای موجود نیز استفاده نمی كردند. تنها غذای آنها قطرات شبنم بود. مدتی بعد آنها را دید كه بر روی قرنیز سرسرای قصر خود آشیانه ساخته بودند. سیمرغ ماده با صدای آواز خوش سیمرغ نر به جست و خیز می پرداخت. سیمرغ ماده رنگی همانند رنگین كمان داشت.
در افسانة دیگری از امپراتوران چین باستان آمده است: امپراتور وان خواب دید كه در هاله یی از خورشید و ماه پوشانده شده است. سیمرغی را بر قلة كوه K ' e مشاهده كرد. ششمین روز از اولین ماه بهار بود. امتداد پنج ستاره در آسمان شهر Fang به هم می پیوست. سپس سیمرغ نر و ماده بر روی آسمان پایتخت امپراتور وان ظاهر شدند كه نوشته یی را بر منقار خود داشتند و روی آن نوشته شده بود امپراتور ین فاقد هرگونه اصول و عقایدی است و فقط سركوب و آشفتگی را در این سرزمین حاكم كرده است.
در جای دیگری آمده است: امپراتور چینگ در باغ قصرش قدم می زد. در كنار درختی نشست و مشغول نواختن عود گردید. دو سیمرغ در كنارش ظاهر شدند. امپراتور این واقعه را به فال نیك گرفت و در معبد Ho فریضة قربانی به جا آورد.
در افسانه های چین باستان سیمرغ اتحاد بین دو امپراتور ین و یانگ را سمبلیزه می كند، یكی مظهر صلح و دیگر مظهر تفرقه. چینی ها بر این عقیده بودند كه هر وقت كه امپراتور جدید بر تخت سلطنت جلوس می كرد سیمرغ نیز هم زمان ظاهر می شد.
خورشید بالدار كه سمبل مصریان،آشوریان و بابلیان است نیز از پرندة سیمرغ به نام «پرندة خورشید» الهام گرفته است.
مورخین یونان باستان چون هرودوت و دیودورس نوشته اند كه روحانیون مصری با محاسبات ریاضی بازگشت سیمرغ مصری كه به نام Bennu شناخته می شود را ثابت كرده اند.
سیمرغ یك پرندة شگفت انگیز افسانه یی در منطقة عربستان بود. گفته می شد كه سیمرغ جثه یی به اندازة عقاب و رنگی قرمز مایل به زرد داشت. پروبال طلایی او و آهنگ دلپذیر صدایش شگفتی او را دوچندان كرده بود. آن زمان فقط یك سیمرغ در قید حیات بود و دارای عمری طولانی كه محدودة عمرش به 500سال می رسید. هنگامی كه مرگ سیمرغ نزدیك شد آشیانه یی از شاخه های معطر برای خود ساخت، آن را به آتش كشید و خود در میان آتش خودساخته سوخت. از میان خاكستر سیمرغ سوخته و بنا به گفتة بعضی از منابع دیگر، از میان شعله های آتش سیمرغ جدیدی متولد شد.
مصریان باستان سیمرغ را به آرزوهای فناناپذیری نسبت می دهند و این فلسفه در تمدن آنها انگیزش قوی ای را ایجاد كرد و نماد آن در سراسر مدیترانه آن روزگار باستان گسترش یافت.
حوالی قرن اول میلادی اسقف اعظم روم اولین مسیحی بود كه افسانة سیمرغ را به عنوان نشانه یی از روز رستاخیز و زندگی پس از مرگ تعبیر كرد. هم چنین سیمرغ همیشه با روم جاوید و پایدار مقایسه می گردید و در سكه های فرمانروایی روم باستان به عنوان شهر ازلی ضرب می شد.

در اساطیر چین باستان سیمرغ سمبل حد اعلای پرهیزگاری، اقبال، قدرت و خوشبختی است. سیمرغ برای چینیها پرنده یی است كه آزارش به كسی نمی رسد. سمبل خاص ملكه است و فقط ملكه می تواند لباسی كه سمبل سیمرغ روی آن هست بر تن كند. كسی كه از جواهری با نشان سیمرغ استفاده می كند بدین معنی است كه وی فردی است با ارزشهای اخلاقی والا و شخص مهمی به شمار می آمد. رنگ سیمرغ چینی را تركیبی از رنگهای اصلی ـ مشكی، سفید، قرمز، سبز، زرد ـ تشكیل می داد.
در داستانهای قدیمی اروپائیان سیمرغ را به این صورت توصیف كرده اند كه در بهشت در زیر درخت دانش، بوتة گل رزی روئیده بود. از اولین بوتة گل رز پرنده یی متولد شد. پرواز او مانند تلألو نور بود، پرهای بسیار زیبایی داشت، آوازش سحرانگیز بود. اما وقتی حوا میوة درخت دانش را كند و متعاقباً به همراه آدم از بهشت رانده شدند از شمشیر یكی از فرشتگان آسمانی شراره آتشی روی لانة این پرنده افتاد و لانه را به آتش كشید. پرنده خود در میان شعله های آتش سوخت ولی از تخم قرمز رنگی كه در آشیانه بود پرندة جدیدی به آسمان پر كشید. این پرنده سیمرغ نام گرفت. سیمرغ هر 100سال یكبار خود را به آتش می كشد. از آتش متولد می شود و در آتش نیز برای تولد دوباره فنا می شود. هر زمان فقط یك سیمرغ در جهان در قید حیات است.
فردوسی در قسمتی از شاهنامه به زندگی پرفراز و نشیب خاندان سام می پردازد. خاندانی كه حكایتهای زندگی آنان بزرگترین حماسه سرایی تاریخ است. حال به داستان سیمرغ از زبان شاهنامه می پردازی:
سالهای بسیار از ازدواج سام، آن یل نامدار گذشته بود اما او هنوز در شوق داشتن فرزند می سوخت. همسر او نیز مشتاق فرزند نیكویی بود. آنان بسیار به درگاه خداوند راز و نیاز كردند تا این كه همسر سام متوجه شد باردار گشته است. پس سام ایزد یكتا را بسیار شكر گفت و از آن پس چشم انتظار فرزند بود تا چراغ خانه اش را روشن كند. با این حال چه كسی از حكمت خداوند باخبر است؟
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آموزش‌های پزشکی باید خیرخواهانه و کاربردی باشد و از فخرفروشی و اظهار معلومات کردن به دور باشد. قرآن افرادی را که در چرخاندن زبانشان به نحوی که یافته‌های خود را به جای کلام خدا به ناآگاهان بنمایند، مذمت می‌کند.(آل عمران: 87)
این وبلاگ را عموما به شمامردمان عزیز استان سیستان وبلوچستان خصوصا قشر جوان شهرستان سرباز(پارود)تقدیم میکنم و امیدوارم که شما عزیزان با نظرات و پیشنهادات سازنده خودتون مارا در هرچه بهتر و به روز نمودن مطالب وبلاگ یاری نمائید...

و در پایان بنده حقیر را از دعای خیرتان بی بهره نفرمائید.


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


سنی دانلود

پ بانك اهداكنندگان سلولهای بنیادی ایران